یک خاطره دبیرستانی که تبدیل به یک سرزمین شد

داستان روزشمار مانایی در هفت فصل؛ از یک تخته‌سیاه در اسفند تا خانه ننه‌سرما بالای بلندترین کوه سرزمین مانایی.

لادن و ننه سرما
فصل یک

داستان از یک تخته‌سیاه شروع شد

داستان مانایی با یک خاطره شیرین دوران دبیرستان شروع شد. اون قدیم ندیما رسم داشتیم که از اول اسفند شروع کنیم به شمارش معکوس تا نوروز. یک دوست عزیز خوش‌خطم بالای تخته می‌نوشت «۲۹ روز مانده به عید» و هر روز اون رو آپدیت می‌کرد. این شد که به یاد قدیم و به کام دخترم مانا دست بکار شدم …

فصل دو

اولین روزشمار، روی در یخچال

حدود ۱۰ سال پیش، برای اثبات اینکه عمو نوروز هیچ کم از پاپا نوئل نداره، یک روزشمار نوروزی دم‌دستی برای مانا درست کردم. کیسه‌های کوچولوی رنگی رو با هدایا و وسایل هفت‌سین پر کردم و با مگنت نصبش کردم رو در یخچال!

فصل سه

فارسی، از راه پاکت‌های کاغذی

سال بعد مانا تو مدرسه آموزش زبان فارسی رو شروع کرد. پاکت‌های کاغذی رنگی درست کردم و یک شکلات و یک برچسب با تاریخ اون روز به فارسی و انگلیسی روشون چسبوندم. روز ۱۵ اسفند هم به مناسبت روز درختکاری، گندم گذاشتم تا سبز کردنش رو با هم تجربه کنیم.

فصل چهار

بیست‌و‌نه جعبه اوریگامی

از اونجایی که من گرافیست و طراح بسته‌بندی هستم، سال بعد با کمک مانا ۲۹ جعبه اوریگامی رنگی درست کردیم و روشون رو با نقوش ایرانی تزیین کردم. نوروزشمار دیگه بخشی از خونه‌مون شده بود.

فصل پنج

ننه‌سرما وارد می‌شود

از سال بعد ننه سرما و خانواده‌اش از تو قصه‌های قدیمی در اومدن و وارد زندگی ما شدن. هر روز یک ماموریت به زبان فارسی از طرف ننه‌سرما توی جعبه نوروزشمار بود؛ مانا دیگه می‌دونست کی خونه‌تکونی می‌کنن و کی سبزه رو سبز می‌کنن.

فصل شش

سرزمین مانایی متولد شد

سال ۲۰۲۱ ننه‌سرمای قصه ما خبر داد که دیگه خونه ما براشون کوچیکه و به یک سرزمین نیاز دارن! با کلی مطالعه و ایده‌پردازی، سرزمین مانایی خلق شد و اولین محصول نوروزشمار شکلاتی با طرحی از خونه ننه‌سرما در مارچ ۲۰۲۲ آماده شد.

فصل هفت

قصه‌ها دیجیتال شدند

سال بعد سرزمین مانایی گسترش پیدا کرد. نوروزشمار به همراه کلی فعالیت آماده شده بود و راوی، داستان‌های ننه‌سرما رو از طریق یک بازی دیجیتالی برای بچه‌ها تعریف می‌کرد. حالا دیگه یلدا خاتون هم اومده کمک ننه‌سرما.

و این داستان ادامه دارد...